تبليغاتX
دل تنهای من



پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... ميدوني چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميداد
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 2:53 توسط تنهای عاشق |



دختره به پسره میگه من خوشگلم ؟ پسره میگه نه

میگه دوسم داری ؟ میگه اصلا

میگه اگه بمیرم برام گریه میکنی ؟ میگه نچ

دختره اشک تو چشماش جمع میشه پسره بغلش میکنه و میگه : خوشگل نیستی زیباترین هستی .

دوست ندارم عاشقتم . اگه بمیری گریه نمیکنم منم میمیرم

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 2:59 توسط تنهای عاشق |



 

و بدان که بی دلیل تر از تمام دلیل ها دوستت دارم

که دوست داشتن را دلیلی نیست

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:51 توسط تنهای عاشق |



زندگی یعنی تکاپو 

زندگی یعنی هیاهو

زندگی یعنی شب نو ، روز نو اندیشه ای نو
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:50 توسط تنهای عاشق |



+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:48 توسط تنهای عاشق |



ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:45 توسط تنهای عاشق |



+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:42 توسط تنهای عاشق |



گاهی بخوان ز دفتر شعر من ترانه ای

بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است

تنها مرا به تشنه طوفان من مبین

ای بس حدیث تلخ که نا گفته مانده است

گفتم : ز سرنوشت بیندیش و آسمان

گفتی : غمین مباش که آن کور واین کر است

دیدی آسمان کر و سرنوشت کور

صدها مرتبه از ما قوی تر است ؟

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:40 توسط تنهای عاشق |



کاش که یه روز با همدیگه سوار قایق میشدیم

دور از نگاه آدما هردومون عاشق میشدیم

کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا میگرفت

گلای سرخ دلمون کاش بوی دریا میگرفت

کاش که یه ماهی قشنگ برای ما فال میگرفت

برامون از فرشته ها امانتی بال میگرفت
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:39 توسط تنهای عاشق |



+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:37 توسط تنهای عاشق |



بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:21 توسط تنهای عاشق |




< / html >

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس